سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
بیمار رفاقت


بیمار رفاقت

   1   2      >

 



 


خدایا فاصلت تا من خودت گفتی که کوتاهه


از اینجا که من ایستادم چقدر تا آسمون راهه


می خوام عاشق بشم اما تب دنیا نمی ذاره


سر راه بهشت من درخت سیب می کاره


نوشته شده در سه شنبه 28/7/88ساعت 11:17 عصر توسط مهدی نظرات ( ) | |

 


 








امشب میخوام برم یه جایی
یه جای خیلی خوب ، یه جای دنج
البته بار اولم نیست ؛ خیلی وقتا رفتم ... میشه گفت خلوتگه منه!
یه جایی که هیچ کس نیست تا خلوت ام رو بهم بزنه
البته گاهی صدای ماشینی از دور ؛
خش خش برگای روی زمین ؛
زوزه باد لابه لای حنجره درختا ؛
یا پارس سگ نگهبان از دور ...
این سکوت رو کمی به هم میزنه
آخه ساعت حول و حوش 10 یا 11 اس دیگه
هوا تاریکه ؛ اگه شانس داشته باشم ماه بالا سرم باشه که دیگه 
اون هم اگه حوصله داشته باشه با چند ستاره خوشکل میاد پائین
و به حرفام گوش میده
میشینم کنارش ، بهم میخنده
میگه داداش من دیوونه شدی؟
میگم نه ... مگه بده من بهت سر میزنم!؟
مگه بده من گاهی به جای خونوادت میام به دیدارت؟
میدونم خوشحال میشه ... ولی مطمئنم از وقتش زیاد راضی نیست
شروع می کنم به درد دل ... میگم ؛ میگم ؛ میگم
تا خسته بشم ؛

ولی اون هیچی نمیگه ؛ فقط به حرفات گوش میده
یعنی میگه ؛ جوابم رو میده ؛ ولی گوش دل منه کره
گوش دل منه که نمیفهمه !
گوش سرم که دیگه هیچی !
بد نیست ...خوش میگذره ؛ آخه حرفات جای دوری نمیره
چون پارتیش کلفته ؛ میگن نظر میکنه به وجه اله
اینجا راحتی ؛ بی اراده بغضت میشکنه
اونم فقط نیگات میکنه
به این فکر میکنی که چرا اون رفته ؟ برای دفاع از کدوم ارزش ؟
گاهی هم میرم آب میارم و یه دستی به سر و روش میکشم !



جای همتون خالی نیست !
چون می دونم شوقی برای اومدنتون نیست !



.


نوشته شده در سه شنبه 28/7/88ساعت 11:13 عصر توسط مهدی نظرات ( ) | |

به نام خدا                              


نمیدونم باچی شروع کنم حرفهای خودم را از دلم بگم یا از خون دلم از یارم بگم یا از نارفیق بگم ازعشق بگم یا از معنی عشق بگم شاید برای شما فرقی نداره اما برای من خیلی فرق داره چون برای حرفی که میزنم دلیل کافی دارم دلیلم شاید این باشه که من درد نارفیقی و درد عشق را چشیدم میخوام معنی عشق را بگم !        


عشق فقط دوریش معنی عشق را میدهد وقتی دو عاشق به هم برسند دیگر به آنها عاشق تلقی نمیشود عشق از دوری می آید از جدایی از نرسیدن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


ویک جمله ی دیگر که می گوید!                                      عشق آن نیست که یک دل به صدیار دهی                      عشق آن است که صددل به یک یاردهی


به نام آن خدای که آن قدرها کشیدم تا تو را برایم فرستد


نمی دونم ولی شاید سلام                  به نام آنکه خدای که


گاهی دلم می خواد بدونی حال من چه جوره اما بدان که من همیشه به فکر حال توهستم اغلب دلم برایت تنگ میشه هرلحضه یک بار تنفست میکنم .


حال تعجب نیست که یک دیوانه داره با تو هرف میزنه .


خودت قضاوت کن که اول دیوانه نبو د وحال خوشهال که دیونه تو شده (دیوانه اش کردی)


داش چه حکمتی است که من بیشتر غروبها دلم برایت تنگ میشودنه فکر کنی که خورشیدینه عزیزم خورشید شبها می رود و گل آفتاب گردان را تنها میگذارد.جالب هست که تو مهتاب هم نیستی چون تو هیچ وقت نمیری و چون دردل من هستی.


 اولین باری که رفتی هنوز این معما را نمیدونستم


نوشته شده در سه شنبه 28/7/88ساعت 11:13 عصر توسط مهدی نظرات ( ) | |

اشک هایت را نگهدار


زندگی از آن من و تو نیست


پس چرا اشکهایمان


نصیب سنگی شود که نفوذی در آن نیست


اشک هایت را نگهدار


دنیا اندازه من و تو نیست


اشک هایمان فقط بر دوشمان باریست


اشک هایت را نگه دار


زمین سراسر خاک است


اشک ریختن چیزی جز فرو رفتن در گل نیست.......


اشک هایت را نگه دار


این جا جای زیستن نیست......


نوشته شده در سه شنبه 28/7/88ساعت 11:1 عصر توسط مهدی نظرات ( ) | |

شب هایی که یادم میره بهش بگم چقدر دوسش دارم


وقتی خوابم میبره میاد پایین دستش می ذاره زیر سرم


و باهم یه عکس یادگاری می گیریم


پیشونیم و می بوسه و تا صبح بالا سرم میشینه


ومن صبح از خواب بلند می شم بدون اینکه بگم:


ممنون که بیدارم کردی......


قربانتان مهدی


نوشته شده در سه شنبه 28/7/88ساعت 11:1 عصر توسط مهدی نظرات ( ) | |

هیچ چیزی به جز گذشته ی خود انسان ارزش غبطه خوردن نداره


هیچ چیزی هم به جز آینده خود انسان ارزش اندیشیدن نداره


حال رو دریاب که آینده ی ارزشمند دیروزت و


تا چند دقیقه ی دیگه می شه گذشته


نذار بهش غبطه بخوری.......


فداتون راز دل شکسته


نوشته شده در سه شنبه 28/7/88ساعت 11:1 عصر توسط مهدی نظرات ( ) | |

I love you more than all the stars in the sky.
I love you more as each moment passes us by.
I love you more with every breath I take.
I love you more with each promise we make.


I need you like a flower needs the rain.
I need you for you can wash away my pain.
I need you more each day
I need you for you are so wonderful, in every single way.


I miss you more than ever now.
I miss you because I really need you somehow.
I miss you and your touch.
I miss you for to me, you mean so much.


I want you to caress my lips the way you always do.
I want you to look into my eyes and see my love for you.
I want you to hold me close to your heart.
I want you to know that I love you, need you, miss you, and want you
And I have for every single moment, right from the start


 


 


 


نوشته شده در سه شنبه 28/7/88ساعت 11:1 عصر توسط مهدی نظرات ( ) | |

من شکسته خوابم


گرچه خوابم سبک است


کسی صدایم نمی کند


تا بشکنم هر آنچه کابوس رویایی ای  که دارم


من قسم خورده دست های گره خورده ام


گرچه دستم جلوست


کسی نیست دستم را بگیرد


تا کور کنم هرآنچه گره در دستان است


کسی نیست......


 


نوشته شده در سه شنبه 28/7/88ساعت 11:1 عصر توسط مهدی نظرات ( ) | |


سلام


دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را           دردا که راز پنهان خواهد شد اشکارا


 


خوب من تو مرحله باور موندم با تمام تلاشی که کردم نتونستم , نتونستم دلم رو راضی کنم که از یه چیزش بگذره..........  خوب نتونستم چی کار کنم نمیشه نمی تونم نمی تونم تحمل این یکی رو ندارم .......................


شاید ضعیف تر از اونی هستم که فکر می کردم .........


اخه همیشه به خاطر اون زندگی عجیب غریبی که داشتم و پشت سرگذاشتن همه اونا و باور این اصل که (( این نیز بگذرد))  به این باور رسیده بودم که ادم منطقی و محکمی هستم و دنبال محالات نمی رم اما................


خوب حالا دیگه نمی تونم خودمو گول بزنم . این یکی فرق داره سخته سخت تر از اون که دل من یارای کشیدنشو داشته باشه حتی فکرش سوزنده است ....


تا کی می تونم خوددار باشم و دم نزنم؟


 


چه خوبه که خدا به بنده هاش اشک رو هدیه داده ...........


چه خوبه که شب رو آفرید  ................


چه خوبه که درددل هامون رو گوش می کنه.............


 


خدا جونم ممنونم


 


نوشته شده در سه شنبه 28/7/88ساعت 11:1 عصر توسط مهدی نظرات ( ) | |

وسعت غم را با کدامین قلم و بر روی کدامین کاغذ بنویسم که حتی اگر تمام دریا ها جوهر و تمامی درختان قلم شوند یارای نوشتن ندارند، چقدر ساده بازگشتت را آرزو کردم و چقدر سخت بازنگشتی فاصله ی ما را قدم های تو اندازه گرفت، با هزار امید ساخته بودم هر آنچه تو با رفتنت ویران ساختی ویران کرده بودم هرچه غم را که تو با رفتنت آباد کردی تبر به ریشه ی سر پناهی زدی که خودت برای دلم ساخته بودی تمام خارهای دلم را که ریشه کن کرده بودی دوباره ریشه دوانده اند پرنده ی آرزو هایم با برخورد به صخره ی سخت تنهایی سقوط کرد و تمام همه چیزهایم هیچ شد، بار سفر طولانی ای را بسته بودم که بند کیفم پاره شد؛ باد پیام آور رفتنت صف شکنی شد بر قلب لشکر امیدهایم چگونه سخن از پایان آغاز کردی وقتی که آغازگر تمام خوبی ها خواندمت.


آه؛ مهربانم فاصله ی ما جز قدم های تو و دوری چشمانمان چیزی نیست بازگرد که سخنانم جز نمایشگر خوبی های تو چیزی نیست؛ تو هنوز هم در قلب من از غم و تنهایی من بزرگتری هنوز هم می توان با عشق تو تمامبدی های دلم را پوشاند و خاک کردو می توان با کلام زیبای تو آن را آذین بست برگرد تا سیل اشکهایم راه بازگشتت را گل نکرد ِ؛ برگرد تا خون دلم برایت راه بند نشده بازگرد که نمی خواهم هیچ یک از این ها شود بازگرد............. .


 


نوشته شده در سه شنبه 28/7/88ساعت 11:1 عصر توسط مهدی نظرات ( ) | |

   1   2      >
قالب : پیچک

کد آهنگ

کد موسیقی

بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران